تبليغاتX
نجوم
ستارگان و سیارات

  کوازارها  

بنظر می‌رسد که کوازارها (شبه ستاره‌ها یا اخترنما ها ) هسته فعال کهکشانهای دور دست باشند. آنها درخشانترین ، سریعترین و دورترین اجرام شناخته شده در جهان هستند. کوازارها همانند ستارگان از سطح زمین به مثابه یک نقطه نورانی خیلی ریز دیده می‌شوند. اگر چه کوازارها فقط به اندازه منظومه شمسی هستند، نور برخی از آنها مسافتی در حدود 10 میلیارد سال نوری را طی می کند تا به ما برسد. ما برای اینکه بتوانیم چنین اجرام دوری را شناسایی کنیم نیاز به تابش زیاد نور آنها داریم. تشعشع انرژی بعضی از کوازارها حدود 100 برابر تشعشع کهکشانهای عظیم است.

با گسترش جهان کوازارها که در لبه خارجی آن قرار دارند بسرعت از زمین فاصله می‌گیرند. دورترین کوازارهایی که قابل رویت حدود 12 میلیارد سال نوری در جهت انتهای قابل مشاهده جهان قرار دارند. بخاطر زمان زیادی که طول می‌کشد تا نور کوازارها به زمین برسد، این کهکشانها ستاره شناسان را قادر می‌سازند تا جهان را در اولین مراحل شکل گیری ، مورد مطالعه قرار دهند. کوازارها فوق العاده درخشان و در عین حال بسیار فشرده می‌باشند. در مقایسه با گستره کهکشان راه شیری که 100000 سال نوری می‌باشد، کوازارها قطری معادل چند روز یا هفته نوری را تشکیل می‌دهند.

منبع : دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 9:33  توسط نجوم گنبد كاووس | 

افسانه های مربوط به صورت های فلکی :

در ابتدا بهتر است بدانیم که روش عمومی نامگذاری ستارگان این است که در هر صورت فلکی ، پرنورترین ستاره با حرف آلفای یونانی ، ستاره بعدی با حرف بتا و ... نامیده میشود . البته حدود 200 ستاره آسمان ، اسامی خاص دارند که با هر دو نام شناخته میشوند . تعداد زیادی از این اسامی ، فارسی – عربی هستند .

صورت فلکی برساووش :                           

در این صورت فلکی تعداد زیادی خوشه های باز ستاره ای وجود دارد ، ولی خوشه های دوتایی موسوم به ان جی سی- 869 و ان جی سی -884  از نمایان ترین دیدنی های این ناحیه از آسمان است .  ستاره دوتایی الغول که متغیر و گرفتی است ، دوره ای برابر سه روز دارد . وقتی یکی از ستاره ها از جلوی دیگری عبور میکند ، نور الغول گرفته میشود و روشنایی آن تا حد نصف حالت معمول ، کاهش می یابد .شهریور ماه هر سال  ، بارش شهابی موسوم به برساووشی در این ناحیه از آسمان قابل رصد است که حدود 21 شهریوربه اوج خود میرسد .

افسانه مربوط به این صورت فلکی از این قرار است که در این افسانه ، مدوسا موجودی آنقدر زشت بود که هر کس به او نگاه میکرد ، بی درنگ به سنگ تبدیل می شد . اما برساووش توانست مدوسا را نابود کند . برساووش در نبرد با مدوسا ، زیرکانه ، سپری آیینه سان به دست گرفت ، تا بتواند بدون اینکه مجبور شود مستقیما به مدوسا نگاه کند ، جان او را بگیرد .  همین که برساووش سر از بدن مدوسا جدا کرد ، اسب بالدار سفید ( پگاسوس ) که خودش یک صورت فلکی میباشد ، از گردن مدوسا بیرون جهید !  وقتی برساووش به خانه خود بازمی گشت ، شاهزاده آندرومدا ، دختر قیفاووس ( کیکاووس ) و ملکه بر تخت ( ذات الکرسی ) را در زنجیر یافت که به سنگها بسته شده بود تا طعمه هیولای دریایی ( قیطس ) شود. برساووش با زیرکی ، کله مدوسا را در برابر چشمان قیطس گرفت که باعث شد هیولای دریایی به سنگ تبدیل گردد ! به این ترتیب آندرومدا ( خودش یک صورت فلکی است ) از خطر مرگ رهید .

 صورت فلکی گاو ( ثور ) :                   

گروهی از ستارگان که سر گاو را تشکیل داده اند ، به نام خوشه اشتران شناخته میشود . چشم گاو هم ستاره ای به نام الدبران و ستاره دوتایی است . خوشه پروین هم در صورت فلکی گاو است که به نام هفت خواهران هم شناخته میشود ، اگرچه بسیاری از مردم با چشمان غیرمسلح فقط شش خواهر را میتوانند ببینند . ( در افسانه های یونانی آمده است که خواهر هفتم به خاطر نابودی شهر تروآ به دست یکی از ارتش های یونان ، به عزاداری رفته بود ) . بر اساس افسانه های یونانی ، هفت خواهران برای فرار از دست شکارچی که آنها را تعقیب میکرد ، در آسمان جای داده شدند . در صورت فلکی گاو ، سحابی ام- یک یا خرچنگ هم قرار داردکه باقیمانده انفجار یک ابرنواختر در سال 1054 میلادی است ، در مرکز ام- یک ، باقیمانده ستاره اصلی که منفجر شد ، به صورت یک تپ اختر وجود دارد که هر ثانیه ، 33 بار می چرخد . در آذر ماه هر سال ، بار شهابی موسوم به ثوری ، در این منطقه از آسمان قابل رصد است .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 3:5  توسط نجوم گنبد كاووس | 

تئوری ریسمان :

تئوری ریسمان به ما میگوید که هر آنچه که وجود دارد از رشته هایی یک بعدی که ریسمان نامیده میشوند ، ساخته میشوند . این ریسمان ها قادرند تا در فرکانس های متفاوت به نوسان بپردازند . هر فرکانس خاص موجب به وجود آمدن یک ذره خاص میشود. مقیاس و جرم ذره به نوع نوسان بستگی دارد .

فضایی که ریسمان ها در آن می زیند ممکن است  10 ، 11 و 26 بعدی باشد . ولی به طور سنتی فضایی که ریسمان ها در آن می زیند 26 بعدی است . عدد 26 از روی ضوابط ریاضی و نظریه گروهها ( برای حفظ تقارن لورنس ) بدست می آید . این امر ممکن است در ابتدا کمی ثقیل و مشکل زا به  نظر برسد . چرا که ما در اطراف خود چهار بعد ( سه بعد مکانی و یک بعد زمانی ) بیشتر احساس نمی کنیم . پس این بعدهای اضافی کجایند ؟  جوابی که معمولا به این  سوال داده میشود این است که این بعدها برخلاف چهار بعد دیگر کوچک و فشرده اند . فشرده یعنی آنکه اگر در جهت آنها به اندازه کافی پیش روی کنید به جای اول خود باز میگردید . کوچک بودن هم معنایش اینست که برای آنکه به جای نخست بازگردید باید مسافت خیلی کمی را طی کنید .

تئوری ریسمان در ابتدا برای شرح بوزون ها ( حاملان نیرو ) به ویژه هادرون ها که ذراتی سنگین در حمل نیروی قوی هسته ای  هستند ، ارائه شده بود . از جهتی این تئوری به راحتی می توانست تئوری میدانهای کوانتومی که در رابطه با به وجود آمدن ذرات و واکنش های بین آنها بود ، را شرح دهد .

دانشمندان بر آن شدند تا به وسیله این تئوری ، تئوری گرانش کوانتومی را کامل کنند . به همین دلیل آن را یک گزینه برای نظریه همه چیز دانستند . برای اینکه این تئوری کامل شود ، می بایست فرمیون ها ( ماده سازها ) نیز به آن وارد  می شدند . با ورود فرمیون ها تئوری با نام ( ابر ریسمان ) به وجود آمد .

جالب است بدانیم خود ریسمان ها دو نوع هستند که عبارت اند از :

1 ) ریسمان های باز که دارای دو نقطه پایانی  مشخص هستند .

2 ) ریسمان های بسته که در آن نقاط پایانی اش به هم پیوسته است و یک حلقه کامل را تشکیل میدهند .

اینها ( دو مورد فوق ) دارای خواصی هستند که اندکی با هم تفاوت میکنند و همیشه در تمام شش تئوری ریسمان و ابر ریسمان با هم نمی آیند . از طرفی طول ریسمان معادل طول پلانک است که در حدود  ده به توان منفی سی و پنج میباشد که تصور آن مشکل است .

تئوری ابر ریسمان :

تئوری ابر ریسمان کوششی است از سوی متخصصان تئوری ریسمان تا تمام ذرات بنیادی در طبیعت در قالب تئوری ریسمان بگنجد . همانطور که میدانیم تئوری ریسمان برای بوزون ها یا حاملان نیرو مطرح شد ، اما در آن فرمیون ها در ان جایی نداشتند .در ابر ریسمان فرمیون ها یا همان ماده سازها وارد قلمرو ریسمان شدند و بخشی از ارتعاش ریسمان ها را برای ساخت آنها در نظر گرفتند .

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 11:14  توسط نجوم گنبد كاووس | 
                       

چه زماني سريعتر به دور خورشيد مي‌گرديم؟

هر مساله در فيزيك هر چند ساده ، مي‌تواند پيچيده جلوه كند و سوالهاي عجيبي مطرح شود كه همگان را به فكر وا دارد مثل همين سوال: كي ما سريعتر به دور خورشيد مي‌گرديم شب يا روز؟
زمين به دور خود مي‌چرخد (حركت وضعي زمين) و اين عامل باعث ايجاد شب و روز مي‌گردد. بخشي از زمين كه رو به خورشيد است روز و بخشي ديگر كه پشت به خورشيد است، شب مي‌باشد. پس هميشه يك طرف زمين روز و طرف ديگر شب است. پس اين سوال به چه معناست؟ ظاهرا بي‌معني است.

نكته جالب

نكته در اينجاست كه از ما سوال نمي‌شود كه كي تمام كره زمين سريعتر تغيير مكان مي‌دهد، بلكه سوال مي‌شود كه ما ساكنان كره زمين ، سريعتر در ميان ستارگان حركت مي‌كنيم و اين سوال كاملا با معناست.

حقيقت چيست؟

ما در منظومه شمسي دو نوع حركت داريم: زمين به دور خورشيد مي‌گردد (حركت انتقالي زمين) و در عين حال به دور محور زمين مي‌چرخيم (حركت وضعي زمين). اين دو حركت با هم تركيب مي‌شوند، اما نتيجه‌اي كه بدست مي‌آيد، بسته به اين كه ما در نيمه روز يا نيمه شب زمين باشيم متفاوت خواهد بود.حركت زمين به دور خورشيد از غرب به شرق است. از طرفي زمين هم در همين جهت به دور خود مي‌چرخد (يك كره كه حول يك محور خود مي‌چرخد را در نظر بگيريد وقتي نيمي از كره از غرب به شرق مي‌چرخد، بديهي است كه نيمه ديگر از شرق به غرب مي‌چرخد.)

چون در نيمه شب زمين جهت حركت وضعي از غرب به شرق است پس اين دو سرعت ، يعني سرعت چرخش زمين به دور محورش بر سرعت گردش زمين به دور خورشيد ، افزوده مي‌شود. برعكس در نيمه روز كه زمين از شرق به غرب حركت مي‌كند، اين دو سرعت از هم كم مي‌شوند. بنابراين ما نصف شب سريعتر از ظهر در منظومه شمسي حركت مي‌كنيم.

چقدر سريعتر

از آنجا كه نقاط اطراف خط استوا در هر ثانيه در حدود نيم كيلومتر حركت مي‌كنند، تفاوت ميان سرعت ظهر و سرعت شب در حدود يك كيلومتر است. براي تهران كه در مدار 35 درجه قرار دارد، اين تفاوت در حدود 800 متر است، يعني اهالي تهران نصف شب هر ثانيه 800 متر بيشتر از ظهر در منظومه شمسي حركت مي‌كنند!

منبع : دانشنامه رشد

 

 

           

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 16:39  توسط نجوم گنبد كاووس | 

سلطان رگه های ماه                                            

 اگر سطح ماه را به دقت رصد کرده باشید، دیده اید که اطراف دهانه های برخوردی و جوان ماه را خطوط نورانی و کشیده ای ، که تا دور دست ها ادامه می یابند ، در بر گرفته اند که به آنها رگه های ماه می گویند . رگه ها در همان زمان برخورد و تشکیل دهانه ی مربوطه شان شکل گرفته اند و گذر آنها در مسیر خود از همه ی عوارض ماه نشان از جوان بودن رگه ها و دهانه ی تشکیل دهنده ی آنها دارد .  ( دهانه ) تیکو نیز از این قاعده مستثنی نیست . رگه های تیکو مجموعه ای از انواع خطوط روشن با پهنا و طولهای متفاوت و متنوع است که در تمامی جهات دهانه گسترش یافته اند .

 در لحظات نخست پدیدار شدن  تیکو از بخش تاریک ماه ، همچون یک دهانه درخشان و معمولی دیده می شود . اما به تدریج و طی روزهای بعدی رگه ها خود را در این ناحیه نشان می دهند . به طوری که با نزدیک شدن به بدر ، تیکو یکباره تغییر چهره می دهد . در شب چهاردهم در حالی که دهانه های دیگر ماه به دلیل روشنایی بیش از حد قرص ماه جلوه ای ندارند ، دهانه تیکو با مجموعه ای از رگه های درخشان که اطرافش را فرا گرفته اند ، همانند الماسی درخشان و تابان در میان حلقه های تاریک و روشن با رگه های بزرگ و طولانی  احاطه شده است تا تیکو سلطان بلامنازع این شبها در سراسر ماه ، به ویژه در نیمه جنوبی ماه باشد . در حالت بدر ، تیکو به قدری پرابهت به نظر می رسد که گویی این دهانه واقعا در قطب جنوب ماه قرار گرفته است .             

                                                                                      

با یک دوربین دوچشمی یا تلسکوپ هایی با بزرگنمایی کمتر به راحتی می توانید تمام رگه ها و امتداد مسیر آنها را در یک نمای کلی ببینید . چیزی در حدود دوازده رگه در تمامی جهات از دهانه تیکو یا همان نقطه کانونی خود ، تا دور دست ها گسترش یافته اند . آنها در مسیر خود از دهانه ها ، دشت ها ، دریاها ، قله ها و مناطق مرتفع و بلند ، بدون هیچ انحرافی به طور مستقیم می گذرند . در اولین نگاه با ابزار رصدی سه رگه به طور واضح و متمایز دیده خواهد شد . یکی در غرب دهانه و دیگری به صورت یک جفت رگه تقریبا موازی هم ، در شمال غرب دهانه که تا نواحی کوهستانی و سرتاسر نواحی غربی دریای ابرها ، گسترش یافته اند . رگه دیگری هم در شرق دهانه با 1300 کیلومتر طول ، تا دریای شهد امتداد یافته است . اگر نگاه کلی به همه ی رگه ها داشته باشید ، در ظاهر شکل پره های یک چرخ را برایتان تداعی می کنند که طول برخی از آنها حتی به 1500 کیلومتر نیز می رسد .

با رصد دقیقتر رگه های تیکو ، آنها را در شکل ها و ویژگی های متفاوتی از هم خواهید دید . بعضی از رگه ها در ظاهر از درون و مرکز دهانه سرچشمه می  گیرند . رگه های به نسبت تاریک و رگه های آزاد و مستقل از هم نیز گرداگرد دهانه تیکو دیده می شوند .  دسته دیگری هم به شکل رگه های کوتاه و منقطع دیده می شوند که هیچ یک از آنها نه از دهانه تیکو بلکه از محیط خارجی و نواحی اطراف دهانه سرچشمه می گیرند . اگر گرداگرد دیواره بیرونی دهانه را دقیقتر نگاه کنید ، یک حلقه تاریک خواهید دید . به طوری که درون و بیرون حلقه بسیار روشنتر از خود حلقه هستند .

اما یکی از عجیب ترین رگه ها که توجه رصدگران ماه را به خود جلب کرده ، رگه ای در شمال ماه و در دریای آرامش است که به ظاهر این دریا را به دو نیم کرده است . امتداد این رگه به طور مستقیم به تیکو می رسد و اینطور تداعی می کند که از رگه های اصلی تیکو است . بحث مفصلی که بین ماه شناسان وجود داشته این است که آیا این رگه نیز جزو رگه ی اصلی تیکو است یا اینکه به طور اتفاقی در امتداد مسیر تیکو واقع شده است ؟

بررسی های بیشتر از رصد و نتایج ماموربت های آپولو نشان می دهند که این رگه ، نمی تواند از تیکو باشد و در اصل ازهمان لبه جنوبی دریای آرامش و از دهانه ی منلائوس سرچشمه گرفته است .

( منبع : مجله نجوم )

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 8:35  توسط نجوم گنبد كاووس | 

 

کمی درباره عمر خیام بدانیم :         

تقويم هجري خورشيدي كه مورد استفاده ما ايرانيان است، 6 مارس 1079 ميلادي توسط حكيم عمر خيام نيشابوري تكميل شد كه به تقويم جلالي معروف گرديده است، زيرا كه در زمان حكومت جلال الدين ملكشاه سلجوقي تنظيم شده بود.
اين تقويم دقيق تر از تقويم ميلادي است، زيرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال، يك روز است و تقويم ميلادي هر3330 سال.
عمر خيام كه در سال 1044 ميلادي به دنيا آمد و در سال 1124 در گذشت نه تنها رياضي دان و آگاه از علم هيات ( فضا - ستارگان) بود بلكه در فلسفه، پزشكي و شعر نيز شهرت جهاني دارد و رباعيات او كه در سال 1839 به انگليسي ترجمه شده هنوز هر سال تجديد چاپ مي شود. آثار ديگر او از جمله «نوروز نامه» و «رساله در وجود» معروفند. عمر خيام با همه علاقه اي كه به زادگاهش نيشابور داشت؛ در طول حيات خود چند سفر تحقيقاتي به اصفهان، سمرقند، بخارا و ري كرده بود. وي با اين که به كار دولتي علاقه نداشت، دعوت شاه وقت را براي ساختن رصدخانه ري پذيرفت.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 13:2  توسط نجوم گنبد كاووس | 
  بدون شک ،شما تا کنون نام کاوشگر های ویجر 1 و ویجر 2 را شنیده اید و شاید اطلاعات مختصری نیز در مورد فعالیت های این دو کاوشگر فضایی داشته باشید. در این پست به صورت مختصر به سرگذشت و اکتشافات ارزشمند این دو کاوشگر که بیش از سه دهه و سه نسل از متخصصین را به فعالیت وا داشته است،می پردازم.              

  اطلاعات کلی در مورد کاوشگر ها: کاوشگر ویجر 1 در 5 دسامبر سال 1977 میلادی توسط ایالات متحده برای کاوش و بررسی دقیق سیارات گازی مشتری،زحل و فضای ژرف فراتر از آنها به فضا پرتاب شد. این کاوشگر در تاریخ 5 مارس 1979 به نزدیک ترین فاصله خود نسبت به مشتری رسید و پس از بررسی و ارسال داده هایی بسیار ارزشمند و بنیادین از این سیاره به زمین، به سوی سیاره زحل پیش رفت و پس از گذر از این سیاره در 12 نوامبر 1980 به ورای منظومه شمسی و فضای بیکران بین ستاره ای پیش رفت تا سفر بی پایان خود را ادامه دهد.

کاوشگر ویجر 2 در تاریخ 25 آگوست1977(این بار برای کاوش و بررسی دقیق تر تمامی سیارات گازی منظومه شمسی، مشتری،زحل،اورانوس و نپتون) به فضا پرتاب شد. و پس از گذر از سیاره مشتری و زحل به ترتیب در تاریخ 9 ژوئیه 1979 و 25 آگوست 1981 خود را به سیاره اورانوس در24 ژانویه 1986 رساند و پس از عبور از سیاره نپتون در 25 آگوست سال 1989 همانند ویجر1 سفر خود را به سوی ژرفای فضا در پیش گرفت.

داده های بسیار ارزشمندی که این دو کاوشگر در ماموریت موفق شان، در اختیار دانشمندان قرار دادند، پایه گذار بخش نوینی از دیتا ها و کاوش های ما پیرامون سیارات گازی منظومه شمسی بوده است،به طوری که می توان این دو کاوشگر را پیشگام این عرصه نوین دانست. کاوشگر ها به بررسی دقیق سیارات گازی ، اقمار شان، میدان مغناطیسی و جاذبه آن ،محاسبه دقیق گرانش و همچنین حلقه های زحل و اورانوس پرداختند.از دیگر ویژگی های این ماموریت ، کشف تقریبا 24 قمر برای سیارات گازی بود.

علاوه بر این دانشمندان به یاری داده های ارسالی این دو کاوشگر، به شواهدی دال بر وجود فعالیت های آتشفشانی (شبیه ساختار های زمینی) در یو قمر مشتری ،همچنین آب فشان های یخی تریتون بزرگترین قمر نپتون پی بردند. همچنین کشف تعداد زیادی از حفره های موجود بر روی اقمار سیارات که حاصل برخورد بسیار شدید دنباله دارها و شهاب سنگ ها بود از دیگر اکتشافات این کاوشگر ها بود.دانشمندان با در نظر گرفتن دیتا های ارسالی توسط ویجر ها توانستند : جرم و چگالی بیش از 17 قمر را محاسبه نمایند و همچنین ساختار های بنیادی اجزای تشکیل دهنده جو تیتان ، قمر زحل با جوی بسیار رقیق و اسرار آمیز (تا پیش از ماموریت فضا پیمای کا سینی و کاوشگر هویگنس) را تعیین نمایند.

این دو کاوشگر همراه خود ابزارهای بسیار دقیق پژوهشی حمل می کردند.از جمله این ابزار آلات می توان به ابزاری برای اندازه گیری دقیق میدان الکتریکی(میزان توان یا قدرت،شکل و جهت آن در سیاره )،همچنین بررسی امواج موجود در پلاسما در میدان الکتریکی (پلاسما ماده ای است که از ذرات باردار پر انرژی اتم مانند الکترون تشکیل شده است، اما این ذرات خود جز اتم نیستند) اشاره کرد.علاوه بر موارد ذکر شده 5 ابزار پژوهشی به بررسی و اندازه گیری امواج فرابنفش،امواج مرئی ،فرو سرخ و امواج های رادیویی(در طول موج های مختلف) که توسط سیارات ، اقمار و حلقه های شان تولید می شد، پرداخت.

از شگفت انگیز ترین پدیده های که در طی این سفر اکتشافی اتفاق افتاد،ایجاد اختلال در ارتباط بین کاوشگر ها و زمین در هنگام عبور این دو فضا پیما از پشت سیاره ها است،به عبارت دیگر این امواج رادیویی (شامل دیتا هایی پیرامون ساختار سیارات) بعد از ارسال توسط کاوشگر ها توسط اتمسفر سیارات و برخی از حلقه ها بلوکه می شد.کاوشگر ویجر2 علاوه بر ابزار آلاتی مشابه ویجر1 ،لوحی از طلا که در آن فراز هایی از تمدن ما به زبان ریاضی(تمدن) حک شده است، همچنین تصویری از دو انسان (زن و مرد) با چهره ای خندان به همراه جایگاه زمین در منظومه شمسی و کهکشان راه شیری را با خور حمل می کند.تا شاید روزی توسط تمد نی فرا زمینی مورد بازدید قرار گیرد.فرستنده و گیرنده های رادیویی و همچنین سایر ابزار آلات پژوهشی این دو کاوشگر تا سال 2000 میلادی به خوبی فعال بود. اما به مراتب با زیاد شدن فاصله آن ها با سیاره زمین ،این امواج مدت زمان بسیاری را باید طی کنند تا به زمین برسند ،به همین دلیل در طی این فاصله دچار افت کیفیت می شوند و به صورت پالس های بسیار ضعیف در زمین دریافت می شوند. دانشمندان تخمین می زنند که نزدیک ترین فاصله مرز خورشیدی(هلیو پوز)تا خورشید(فضای تحت تاثیر خورشید و فضای بین ستاره ای) در حدود 15 میلیارد کیلومتر باشد.پیش بینی می شود ،کاوشگر گر ویجر 1 تا سال 2015 از منطقه تحت جاذبه خورشید(هلیو پوز )خارج شده و سفر خود را در فضای بین ستاره ای ادامه خواهد داد.ویجر 2 نیز در طی سال های آتی همین مسیر را در پیش خواهد گرفت 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:32  توسط نجوم گنبد كاووس | 

 

 

تا به حال شنیده اید که کسی بگوید که من متولد  خرچنگ هستم. یا متولد سنبله یا... چرا قفط از نام دوازده  صورت فلکی اینگونه نام برده میشود؟  مثلا کسی متولد دب اکبر ( خرس بزرگ ) یا جبار ( شکارچی ) نیست ؟

این دوازده صورت فلکی خاص ، صورتهای فلکی منطقه البروج هستند . زمین و همه سیارات منظومه شمسی به دور خورشید در گردشند .  درست است که ما به دور خورشد در گردشیم اما از دید ما به نظر میرسد که خورشید مکانش  تغییر میکند .  با یک مثل موضوع را بهتر می فهمیم ، از دوستتان  بخواهید در وسط اتاق بایستد و شما دور او گردش کنید  . ابتدا دوستتان را جلوی  در می بینید بعد جلو پنجره و ... با اینکه دوست شما ثابت است و شما متحرکید ، در واقع از دید شما منظره پشت سر دوستتان تغییر میکند .  حالا برگریم سراغ زمین و خورشید. اگر می توانستیم هنگام روز در روشنایی زیاد خورشید ، ستاره ها را ببینیم ، متوجه می شدیم که با گردش زمین دور خورشید طی سال ، خورشید کنار ستاره های متفاوتی دیده می شود و افرادی که تیر ماه متولد شده اند ، اظهار میکنند که متولد خرچنگ هستند . مسیر ظاهری خورشید در آسمان طی یک دایره البروج یا دایره برج ها نامیده می شود. چند هزار سال پیش بابلی ها با ستاره هایی که دایره البروج از میان آنها می گذرد دوازده شکل فرضی ساختند هرکدام از این صورتهای فلکی را یک برج می نامیم و منطقه ای که ستاره های این دوازده صورت فلکی در آن قرار دارند ، منطقه البروج یا منطقه برجها نام دارد. منطقه البروج ، نواری به قطر حدود 16 درجه در کره آسمان است . در بسیاری از کتابهای پیشگویی و فالگیری ، می بینیم که با توجه به اینکه هنگام تولد هر شخصی خورشید در کدام صورت فلکی قرار داشته است ، خصوصیاتی را برای او بیان میکنند . جالب است بدانید این موضوع اصلا درست نیست و علاوه بر اینکه ستارگان آنقدر از ما دورند که نمی توانند تاثیری بر زندگی ما داشته باشند ، مکان خورشید نسبت به این صورتهای فلکی مانند گذشته نیست . هزاران سال پیش هنگام آغاز بهار ، خورشید صورت فلکی حوت ( ماهی ) را ترک میکرد و وارد صورت فلکی حمل می شد. صورت فلکی حوت به شکل دو ماهی در آسمان دیده میشود. برای همین است که ایرانی ها هنگام نوروز دو ماهی قرمز کوچک در سفره هفت سین می گذارند. یک ماه طول می کشید که خورشید هر کدام از برجها را طی کند و وارد برج بعدی شود برای همین است که گاهی مردم به ویژه افرادی که سن بیشتری دارند به جای واژه ماه از کلمه برج استفاده میکنند . مثلا می گویند آخر برج حقوق می گیریم .

منبع: ماهنامه نجوم

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 22:1  توسط نجوم گنبد كاووس | 

کمی در مورد شهابها بدانیم .   

                                                                 

رنگ : شهابها رنکهای مختلفی دارند. وقتی جسم سازنده شهاب ( شهابواره ) وارد جو میشود ، با برخورد به مولکولهای گاز، میسوزد و گرمای آن موجب یونیزه شدن گازهای اطراف میشود. رنگ شهاب نشان دهنده رنگ عنصری است که بیش  از همه یونیزه شده است . به عنوان مثال رنگ سبز نشان دهنده  اکسیژن جو ، رنگ آبی مربوط به نیتروژن جو و رنگ زرد مربوط به سدیم موجود در شهابواره است. اگر هم سرعت شهاب بسیار زیاد باشد معمولا به رنگ سفید دیده میشود.

مدت دوام : درخشش شهابها ناپایدار است و به سرعت خاموش میشوند . شما فقط میتوانید شهابها را بر حسب مدت دوامشان به چند دسته سریع ، متوسط  و کند  تقسیم کنید.  البته به کمک روشی در عکاسی میتوان مدت دوام آنها را تعیین کرد. روش کار به  این  صورت  است که  پنکه ای کوچک را جلو عدسی دوربین عکاسی نصب  میکنیم و عکاسی بلند مدت را آغاز میکنیم .  به علت حرکت متناوب  پره پنکه  از جلو دریچه دوربین در صورتی که شهابی از میدان دید دوربین بگذرد ، تصویر شهاب در آن یک خط پیوسته نخواهد بود و تصویر منقطع است. با شمارش تعداد برشهای رد شهاب و آگاهی از تعداد دور موتور پنکه  در ثانیه میتوان مدت دوام شهاب را تعیین کرد.

دود : بعضی شهابها پس از خاموشی ، از خود رد دود مانندی در آسمان به جا میگذارند. دود آذرگوی ها ، یعنی شهابهای پرنورتر از سیاره زهره تا چند دقیقه در آسمان دیده  میشود . اما سرانجام بر اثر جابه جایی لایه های جوی ، پخش و ناپدید میشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 19:3  توسط نجوم گنبد كاووس | 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 17:19  توسط نجوم گنبد كاووس | 
 

    

  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 16:35  توسط نجوم گنبد كاووس | 

دوستان عزیز در این قسمت تصمیم گرفتم برای تنوع هم که شده یک مطلب در مورد باستان شناسی بگذارم.

سنگ قبر پانصد ساله در یزد کشف شد.

به گزارش واحد مرکزی خبر ، رئیس سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان یزد گفت : این قطعه سنگ که این هفته در پی گزارش یکی از شهروندان در محله ای از شهر یزد کشف شده متعلق به دوره ی صفویه است . طول این سنگ قبر 185 سانتیمتر و عرض آن 48 سانتیمتر است و 30 سانتیمتر هم قطر دارد. بر روی آن عبارت ، لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، علی ولی الله و شعری از حافظ به خط نستعلیق حک شده است .

قرار است این سنگ در یکی از موزه های سازمان میراث فرهنگی استان نمایش داده شود.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 11:14  توسط نجوم گنبد كاووس | 

 

روسیه فضا پیمای جدیدی را به نام پروگرس.ام.65 را به فضا می فرستد که برای ارسال آن به کمک ایستگاه فضایی بین المللی از مرکز فضایی بایکونور قزاقستان دارد. به گزارش پایگاه اینترنتی خبرگزاری ریانووستی روسیه ، سخنگوی سازمان فضایی روسیه گفت : موشک سایوز روسیه فضاپیمای موردنظر را در مدار قرار خواهد داد و بعد از آن به تنهایی به سمت ایستگاه فضایی حرکت خواهد کرد.

همچنین انتظار می رود این موشک در تاریخ سیزده سپتامبر (23 شهریور ) به ایستگاه فضایی بین المللی ملحق شود .

دانشمندان در تاریخ سیزده سپتامبر ، مدار ایستگاه فضایی بین المللی را به گونه ای تنظیم خواهند کرد که برای پیوستن فضاپیمای جدید آماده شود .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 11:30  توسط نجوم گنبد كاووس | 

 سرشت ماده تاريك :


 كيهان شناسان اينك بر آنند كه در نواحي مركزي كهكشانهاي مارپيچي عمدتا ستارگان معمولي وجود دارد ، اما در نواحي پيراموني ، بيشتر جرم از ماده ي تاريكي تشكيل شده است كه مستقيما نمي توانيم ببينيم . يكي از مسائل بنيادين عبارت است از كشف سرشت شكل غالب ماده تاريك در نواحي پيراموني كهكشانها. پيش از سالهاي هشتاد سده بيستم ، معمولا فرض مي شد كه اين ماده ي تاريك همان ماده معمولي است كه از پروتون ها ، نوترون ها و الكترون ها تشكيل شده است اما به گونه اي كه به سادگي قابل آشكارسازي نباشد : شايد از ابرهاي گاز ، يا چيزهاي پر جرم هاله مانند همچون كوتوله هاي سفيد يا ستارگان نوتروني و يا حتي سياهچاله ها ، تشكيل شده باشد . اما بررسي هايي كه به تازگي درباره ي شكل گيري كهكشانها انجام شده است ، كيهان شناسان را به اين باور رساند كه بخش عمده اي از ماده ي تاريك بايد به شكلي متفاوت از ماده معمولي باشد. شايد ماده ي تاريك از جرمهاي ذرات بنيادين بسيار سبك همچون آكسيون ها يا نوترينوها درست شده باشد. حتي شايد از انواع عجيب تر ذرات ، يعني ذرات پر جرم با بر هم كنش ضعيف – كه توسط نظريه هاي مدرن ذرات بنيادين پيش بيني شده ولي در آزمايش آشكار نشده اند ، تشكيل گرديده باشند.

 


                              

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:53  توسط نجوم گنبد كاووس | 
تلسکوپ گالیله
 

گالیله در محضر دادگاه به هنگام محاکمه

گالیله در سال 1609 اولین تلسکوپ خود را ساخت. اما بیشتر تاریخدانان گمان می کنند که نخستین تلسکوپ نوری را یک دانشمند هلندی ساخته است. گالیله با اینکه چیزهایی در باره اختراع این دانشمند هلندی شنیده بود اما خود تلسکوپی را ساخت. تلسکوپ گالیله اشیاء را تا 33 برابر بزرگ می کرد و فقط برای محدوده کوچکی توانایی کانونی کردن (Focus) داشت. او توانست با این تلسکوپ با چشم خود به ماه بنگرد و و به دقت کوهها و تپه های ماه را بررسی کند، او نخستین کسی بود که توانست متوجه شود نور ماه از خودش نیست. وی راه شیری را نیز رصد کرد و متوجه شد که ستاره های راه شیری آنقدر زیاد است که تقریبا" باور کردنی نیست.

تلسکوپ گالیله

گالیله در سال 1632 یافته هایش را در کتابی بنام "گفت و گودر باره دو نظام بزرگ جهان" منتشر کرد. مشاهدات گالیله پشتیبان نظریات کپرنیک در باره جهان بود. در آن هنگام برخی از دانشمندان حامی نظران گالیله بودند و برخی دیگر فعالیت های او را مسخره می کردند.
جالب اینجاست که کلیسای کاتولیک کارهای او را رد کرد. اما او به پشتیبانی از نظریه خود مبنی بر اینکه در منظومه شمسی سیارات به دور خورشید می گردند پافشاری می کرد. مقامات کلیسا قبلا" آثار کوپرنیک را در فهرست کتابهای ممنوعه قرار داده بودند و همچنین با ارصال احضاریه گالیله را به دادگاه کشاندند. پس از محاکمه طولانی گالیله عملا" مجبور شد که برخلاف میل باطنی علنا" از اعتقاداتش - مثل گردش زمین به دور خورشید - دست بردارد.
هرچند گالیله در دادگاه اعتراف کرد که خورشید به دور زمین می گردد اما هرگز در باطن به این موضوع معتقد نبود. دادگاه گالیله را به مدتی حبس محکوم کرد و بعدها مجبور شد تا همواره در خانه اش در فلورانس ایتالیا بماند. او در سال 1642 در همان خانه درگذشت.
منبع: کتاب تاریخ تمدن و فرهنگ جهان

                                                                                                         
                                       
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:47  توسط نجوم گنبد كاووس | 
در سايت تبيان مطالب بسيار جالب و مفيدي را در زمينه نجوم مشاهده كردم و اونها رو براي شما لينك مي كنم. اميدوارم بهره كافي از اين مطالب ببريد.

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

بخش چهارم
  
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 12:7  توسط نجوم گنبد كاووس | 

ميونها :

 

در ارتفاع خيلي بالا ، حدود۲۰ كيلومتري از سطح زمين ، ذراتي با نام ميون به علت تاثير اشعه كيهاني بر جو زمين ايجاد مي شوند. اين ذرات عمر بسيار كوتاهي دارند ، پس از يك و يك دوم ميليونيم ثانيه ، يا به عبارت ديگر۱/۵ميكرو ثانيه ، از هم فرو مي پاشند . در واقع ميونها حتي اگر تقريبا با سرعت نور هم به سمت زمين بيايند ، نبايد اصلا به سطح زمين برسند ، بلكه بايد پس از طي مسافت حدود۴۵۰ متر از هم فرو بپاشند ، اما با وجود اين ، بسياري از اين ذرات به سطح زمين مي رسند.

اين امر چگونه امكان پذير است ؟

تئوري نسبيت به اين پرسش پاسخ مي دهد : چون اين ذرات تقريبا به سرعت نور حركت مي كنند ، زمان براي آنها ، از ديد ناظر زميني كندتر مي گذرد. مثلا هنگامي که زمان برای آنها ۱/۵ میکروثانیه می گذرد، برای ناظر ثابت زمینی ۸۰ میکروثانیه سپری می شود ، و این زمان بسیار طولانی تر از عمر ذرات میون است ، در نتیجه آنها می توانند پیش از متلاشی شدن به زمین برسند . این آزمایش میونی که در اینجا به طرزی ساده بیان شد ، یکی از اولین دلایل درستی پیش بینی انیشتین بود. اگرچه ، بعد از گذشت سالها، دانشمندان به دلایل زیاد دیگری برای توضیح این پدیده ، دست یافته اند. میونهای سریع السیری که در بالا بیان شد ، از نظر ما ۸۰ میکروثانیه زندگی می کنند ، در حالی که آنها طول زندگی خود را فقط ۱/۵ میکروثانیه احساس می کنند. در این مدت زمان کوتاه ، آنها حتی اگر بتوانند به بالاترین سرعت ممکن، یعنی سرعت نور دست یابند ، فقط قادر خواهند بود مسافتی معادل ۴۵۰  متر را طی کنند ، پس چگونه است که آنها می توانند از نظر خود ، در طول عمر کوتاهشان ۲۰ کیلومتر مسافت را پشت سر بگذارند.در اینجا گفتار دیگری از تئوری نسبیت خاص ، برای درک مطلب به ما کمک می کند : ابعاد جسمی که با سرعت خیلی زیاد از برابر ما عبور می کند ، از دید ما کوتاهتر به نظر می رسد. این پدیده ( انقباض طول ) نامیده می شود. مثلا اگر یک فضاپیما به طول ۱۰۰ متر با سرعتی برابر 95% سرعت نور ، از مقابل ما عبور کند، ما طول آن را فقط ۳۳ متر خواهیم دید، به عبارت دیگر طول فضاپیما به یک سوم آن کاهش پیدا می کند. میونها نیز همین پدیده را تجربه می کنند . از دید آنها ، جو زمین با سرعت نزدیک به سرعت نور ، از مقابلشان می گذرد و بنابراین جو زمین برای آنها خیلی کوتاه به نظر می رسد . ارتفاع ۲۰ کیلوماری که برای آنها منقبض شده به ۳۰۰متر تبدیل شده است و آنها می توانند در طول عمر کوتاه خود تمام جو زمین را پشت سر بگذارند و بر زمین فرود آیند. فضا و زمان نسبی اند و بستگی به ناظر دارند. همچنین برای فضانوردی که خود را به سرعت نور نزدیک می کند ، فضا همواره بیشتر از پیش در هم فرو می رود و منقبض می شود. ای انقباض فضا ، برای او امکاناتی به وجود می آورد که خارج از قوه تصور ماست . در هر صورت از نظر فنی و تکنیکی ، عملی بودن این فرضیه ، همچنان سوال برانگیز است. حال بیایید فرض کنیم که فضانوردی داخل فضاپیمایی نشسته است که سرعت آن در هر ثانیه ، ۱۰ متر بر ثانیه افزایش پیدا می کند . این شتابی است که فضانورد به خوبی می تواند آن را تحمل کند . پس از گذشت ۴ سال در فضاپیما ، ۴ سال بر عمر این فضانورد افزوده شده است، در حالی که زمان بر روی زمین  ۲۷  سال سپری شده واو به ستاره (وگا) یا ستاره سگ رسیده است ، که ۲۶ سال نوری با زمین فاصله دارد . این مسئله امکان پذیر است ، زیرا که این ۲۶ سال نوری ، از دید او به شدت کوتاه شده است. درست مانند میونها که آن مسافت۲۰  کیلومتری را در مدت کوتاه عمر خود طی می کردند. پس از گذشت ۸  سال در فضاپیما ( که فضانورد ۸ سال از عمر خود را گذرانیده است ) ، رمان در زمین ۱۵۰۰ سال سپری شده و فضاپیما به ستاره ذنب رسیده است كه ۱۵۰۰ سال نوري از سياره ما فاصله دارد. در اين مدت تمام دوستان فضانورد در زمين ، قرنهاست كه دار فاني را وداع گفته اند و احتمالا او مدتهاست كه به دست فراموشي سپرده شده است. پس از گذشت حدود 15 سال در فضاپيما و به عبارت ديگر در طول عمر معمولي فضانورد ، زمان در زمين ۲ ميليون سال سپري شده است . او به سحابي آندرومدا رسيده كه يكي ديگر از منظومه هاي مشابه كهكشان راه شيري است و از ديد ناظر زميني ، تقريبا ۲ ميليون سال نوري با زمين فاصله دارد. به هر جهت اين فاصله براي فضانورد ، به شدت منقبض شده ، به گونه اي كه از ديد خود فضانورد ، او هيچ گاه بالاتر از سرعت نور پرواز نكرده ، چيزي كه در واقع غير ممكن است.

براي يك ذره نوري يا يك ( كوانت نور ) كه دقيقا برابر سرعت نور حركت مي كند ، فضا حتي در حد صفر منقبض مي شود و زمان تقريبا متوقف مي شود.

   

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 21:17  توسط نجوم گنبد كاووس | 

انقلاب كپرنيك در اخترشناسي :

نيكولاس كپرنيك ، اخترشناس لهستاني در قرن شانزدهم ، تحولي بنيادي در اخترشناسي پديد آورد. فرضيه ي زمين مركزي از بطلميوس براي حدود 1500 سال تنها نظر معتبر درباره ي توصيف عالم بود و كليسا به شدت از آن دفاع مي كرد . هر كس در نظرات ارسطو و بطلميوس ترديد مي كرد ، مورد اذيت و آزار قرار مي گرفت.
كپرنيك در زمان تحصيل در كالج به اخترشناسي علاقه مند شد. در آن سالها ، او نظرات بطلميوس را مورد ترديد قرار داد. و اين عقيده را مطرح كرد كه : " خورشيد در مركز عالم قرار دارد و سيارات به دور آن مي گردند." البته او هم مانند اخترشناسان يوناني تصور مي كرد كه : " ستاره ها بر كره اي ثابت و بدون حركت قرار دارند؛ اما به دليل حركت وضعي زمين به نظر مي رسد كه به دور زمين مي گردند." بر اين اساس ، نظريه ي " خورشيد مركزي" او صحيح بود ؛ اما تصوير كلي او از عالم درست نبود.
كپرنيك با كليسا ارتباط نزديكي داشت و براي اينكه از آزار كليسا در امان بماند ، نظراتش را فقط به صورت دستنوشته هايي در ميان دوستان نزديكش توزيع كرده بود . او چند سال از وقت خود را براي نوشتن كتابي به نام " گردش اجرام آسماني" صرف كرد. كپرنيك ويراستاري نهايي محاسبات رياضي كتاب را در پايان عمر و در هنگام بيماري انجام داد. متاسفانه او صورت نهايي كتاب چاپ شده را نديد و از دنيا رفت.
كپرنيك در كتابش ، نادرست بودن نظريه ي بطلميوس را ثابت نكرد ؛ چون در آن زمان ، شواهدي براي رد آن شناخته نشده بود. نكته ي جالب اين بود كه روش محاسبه ي كپرنيك و بطلميوس براي موقعيت سيارات ، هر دو به اندازه ي دو درجه خطا داشتند. تفاوت در اين بود كه كپرنيك ، خورشيد را در مركز منظومه شمسي مي دانست و عقيده داشت كه سيارات در مدارهايي به دور آن مي گردند. كپرنيك به اين نكته پي برد كه اگر سيارات نزديكتر به خورشيد ، سريعتر و سيارات دورتر آهسته تر به دور خورشيد بگردند ، مي توان حركت بازگشتي ( رجوعي ) سيارات دورتر از زمين ( مانند مريخ ) را بدون در نظر گرفتن فلك تدوير توضيح داد. در آن زمان ، برتري نظريه خورشيد مركزي كپرنيك نسبت به نظريه بطلميوس فقط صورت ساده تر و زيباتر آن بود.

 

تيكوبراهه :

 

سه سال پس از انتشار كتاب كپرنيك ، اخترشناس مشهور دانماركي به نام تيكوبراهه (1601-1546م) به دنيا آمد . تيكو رصدگري دقيق بود. او پي برد كه موقعيتهاي واقعي سيارات با موقعيتهاي محاسبه شده ي آنها در جدولها ، بسيار متفاوت است و براي نظريه پردازي درباره ي حركت سيارات ، به رصدهاي طولاني تر و دقيقتر نيلز است. فردريك دوم ، پادشاه دانمارك از تيكو حمايت كرد و او توانست رصدخانه ي بزرگي را در جزيره هاون بنا كند. تيكو 20 سال در اين جزيره به رصد پرداخت . مشاهدات رصدي او تا ده بار دقيقتر از رصدهاي پيشين بود. او نظريه ي خورشيد مركزي كپرنيك را رد كرد و عقيده داشت كه سيارات به دور خورشيد مي گردند ؛ اما خورشيد به همراه سيارات و ماه ، همگي به دور زمين مي گردند. البته محاسبات موقعيت سيارات در روش تيكو و كپرنيك شبيه به هم است.

 

يوهانس كپلر :

 يوهانس كپلر (1571-1630م ) در آلمان متولد شد. كپلر با گاليله هم عصر بود و با وي مكاتباتي هم داشت. كپلر از طرفداران نظريه ي كپرنيك بود. او يك سال پيش از مرگ تيكو به صورت دستيار با او همكاري مي كرد. پس از مرگ تيكو در سال 1601م ، او جانشين تيكو شد و در طول 25 سال بعد ، مشاهدات تيكو را تحليل كرد. بررسي وي‍ژه ي او درباره ي مريخ بود. چون تيكو قبلا رصدهاي زيادي در اين باره انجام داده بود، كپلر به مدت يك دهه كوشش كرد كه حركت اين سياره را با مدارهاي دايره اي توجيه كند، اما نتيجه نگرفت .
 

سرانجام متوجه شد كه با مدارهاي بيضي شكل ميتوان حركت مريخ ( و ديگر سيارات ) را توصيف كرد. كپلر با تحليل رصدهاي تيكو ، سه قانون مهم را درباره ي حركت سيارات كشف كرد. در سال 1628م جدولهاي نجومي كه نتيجه ي رصدهاي تيكو و تحليلهاي بعدي كپلر بود، منتشر شدند . اين جدولها را به احترام امپراتور رادولف ، " جدولهاي رادولفي " ناميدند. جدولهاي رادولفي بر مبناي نظريه ي خورشيد مركزي كپرنيك و طرح مدارهاي سياره اي بيضي شكل كپلر تهيه شدند. كپلر با استفاده از اين جدولها توانست عبور عطارد و زهره را از مقابل قرص خورشيد در سال 1631م پيش بيني كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:15  توسط نجوم گنبد كاووس | 
در اين پست براتون يك اسكرين سيور گذاشتم ،با اينكه مربوط به نجوم نيست اما اميدوارم ازش لذت ببريد.

حجم فايل: ۹۴۴ كيلوبايت

براي دانلود بر روي لينك زير كليك كنيد...

دانلود فايل

بهد از كليك روي لينك بالا و در صفحه بهد روي here در عبارت You can download the file here كليك كنيد.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 21:13  توسط نجوم گنبد كاووس | 

با سلام خدمت شما خواننده محترم . اين قسمت را به پاسخ سوالات يكي دو ازستان گراميم اختصاص مي دهم تا شما هم از آنها نهايت استفاده را ببريد. اگر نظري داشتيد با كمال ميل در خدمتتان هستم .

 

چرا رنگ آسمان آبي است ؟    
در عبور از جو زمين مقداري از نور خورشيد پراكنده مي شود. اندازه ي قطر مولكولهاي جو طوري است كه بيشتر، نور آبي خورشيد را پراكنده مي كنند. به همين دليل است كه ما آسمان را آبي مي بينيم .

 

چرا آب بي رنگ است ؟
در واقع هر ماده اي كه ما آن را به رنگ خاصي مي بينيم به اين دليل است كه ترازهاي الكتروني آنها به يكديگر نزديك است. حال الكترون با گرفتن طول موجي از نور مرئي و انرژي معادل آن مي تواند برانگيخته شده و به تراز انرژي بالاتر برود. در اين حال گفته مي شود الكترون برانگيخته شده است. الكترون در اين حالت برانگيخته ناپايدار است و هر چه سريعتر با ساطع نمودن همان مقدار انرژي به وضعيت اول خود بر مي گردد. به عنوان مثال وقتي ماده اي قرمز ديده مي شود به اين علت است كه اين ماده ترازهاي الكتروني آن طوري چيده شده است كه تفاوت انرژي حالت پايه و برانگيخته ي آن ماده به اندازه ي انرژي پرتوهايي از نور مرئي زرد ( تقريبا 600 نانومتر ) ، آبي ، زرد ، سبز و بنفش است. زيرا وقتي اين پرتوها از نور سفيد گرفته شود ، نور قرمز به دست مي آيد . در واقع ما جسم را به آن رنگي مي بينيم كه آن رنگ را جذب نكرده باشد . وقتي جسمي به رنگ قرمز ديده مي شود به اين معني است كه اين جسم تمام طول موجهاي رنگ مرئي به جز رنگ قرمز را جذب كرده است.
آب بي رنگ است ، زيرا ترازهاي الكتروني آن طوري قرار گرفته اند كه از هم فاصله ي زيادي دارند و با هيچ يك از اجزاي نور سفيد برانگيخته نمي شوند ، بنابراين هيچ يك را جذب نمي كنند .

 

3- چرا نظريه ي كرمچاله طبق نظريه ي نسبيت انيشتين ثابت شده اما چرا نمي توانند از آن استفاده كنند...؟ چرا نمي توان در زمان سفر كرد ؟

كرمچاله ها همچون سياهچاله ها يك كشف رياضي اند ؛ تكينگي يا ناحيه ي در حال رمبش ( فرو ريزش ) كه از حل معادلات ميدان انيشتين پيش بيني مي شود. اما بر خلاف سياهچاله ها كه وجودشان به كمك داده هاي نجومي ،مبتني بر رصدهاي تلسكوپ هابل از هسته كهكشانهاي بزرگ ، اثبات شده است هيچ مدركي حاكي از وجود كرمچاله ها هنوز كشف نشده است. بنابراين، اين اجرام هنوز اجرامي نظري اند كه به گفته دكتر كيپ تورن ؛ فيزيكدان نظري " ... آنها در لحظات خاصي از زمان خلق مي شوند، به مدت كوتاهي دهان مي گشايند و سپس بسته و ناپديد مي شوند. عمر آنها از لحظه دهان گشودن تا لحظه بستن آن به قدري كوتاه است كه هيچ چيز ( انسان، تابش يا پيامي از هر نوع ) نمي تواند از يك دهان به دهان ديگر آن سفر كند. هر چيزي كه سعي كند وارد كرمچاله شود به دام مي افتد و در لحظه بسته شدن آن ناپديد مي شود."

 
 آيا سيارات بزرگ مي شوند ؟ آيا زمين بزرگ مي شود ؟
در شب های عادی و در آسمان بسیار تاریک می توان در هر ساعت حداکثر 10 شهاب مشاهده کرد که اغلب آنها شهاب های کم نور و کوتاه هستند . این شهاب ها در اثر ورود گرد و غبار پراکنده در فضای مداری زمین به داخل جو به وجود می آیند و چگالی آنها تقریبا ثابت است . از آنجا که این ذرات مولد بخصوصی ندارند ، به شهابهای پراکنده مشهور شده اند .
شاید فکر کنید همین مقدار اندک 10 شهاب در ساعت آنقدر قابل توجه نیست ، ولی بدانید در هر شبانه روز، نزدیک به یک صد میلیون شهاب قابل رویت در جو زمین می سوزد و از این طریق ، بین 40 تا 50 تن گرد و غبار وارد جو زمین می شود . البته از این مقدار تنها حدود یک تن به صورت شهابسنگ به سطح زمین می رسد و بقیه به صورت گرد و غبار در جو باقی می ماند تا آرام آرام بر روی سطح زمین بنشیند . این ، تنها مکانیسم شناخته شده برای افزایش خاک در سطح زمین است که موجب می شود در هر یک هزار سال، 5 سانتیمتر به ضخامت پوسته زمین افزوده شود.
به این ترتیب می توان گفت که در طی این رویداد زمین بزرگتر می شود. البته این اتفاق برای دیگر سیارات هم رخ می دهد، با اندکی تفاوت. اگر سیاره مورد نظر مانند زمین دارای جو باشد، هنگامی که این شهابواره ها با سرعت زیاد وارد جو آن می شوند اصطکاک شدید آنها با مولکولهای هوا موجب داغ شدن سطح آنها می شود . تا جایی که دمای آن به حدی می رسد که سطح شهابواره را لایه لایه تصعید می کند. (البته بالا رفتن دمای شهابواره بستگی به میزان غلظت جو سیاره مورد نظر دارد)
ولی اگر سیاره ای جو بسیار رقیقی داشته باشد دیگر این اتفاق رخ نمی دهد و شهابواره بدون هیچ مشکلی به سطح آن برخورد می کند.
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:54  توسط نجوم گنبد كاووس | 

توضيحاتي در مورد همجوشي هسته اي و تولد ستاره ها :

در كهكشان ما و ديگر كهكشان ها ، در فضاي ميان ستاره اي ، ابرهاي گازي بزرگي ديده  مي شوند كه آنها را سحابي مي نامند. ممكن است ابعاد سحابيها به حدود چند سال نوري برسد. آنها عمدتا از گازهاي هيدروژن و هليوم تشكيل شده اند. سحابيها تحت تاثير عوامل گوناگون دچار ناپايداري مي شوند. اين ناپايداريها موجب مي شود كه تراكم گازها در نقطه اي از سحابي بيشتر شود؛ در نتيجه نيروي گرانش ( جاذبه ) آن بخش بيشتر مي شود و گازها از مناطق ديگر به سوي اين ناحيه متراكمتر سقوط مي كنند. به دليل فشار زياد گازها ، دماي بخش مركزي توده به تدريج افزايش مي يابد. هنگامي كه دماي ناحيه ي مركزي به حدود ده ميليون درجه سانتيگراد برسد ، واكنش اتمي به نام همجوشي هسته اي رخ مي دهد. با آغاز واكنش هاي همجوشي هسته اي ، ستاره به حالت پايداري مي رسد؛ يعني تعادلي ميان فشار رو به درون گرانش با فشار رو به بيرون گازها ايجاد مي شود و ستاره اي به دنيا مي آيد. اين فرآيند درباره ي خورشيد نيز رخ داده است. در بخش مركزي خورشيد ، با واكنش همجوشي هسته اي ، هيدروژن به هليوم تبديل و انرژي زيادي آزاد مي شود.

 

آيا عالم همواره در حال انبساط خواهد بود ؟

جنبش انبساطي ، يا به عبارت ديگر از همديگر دور شدن كهكشانها به هر حال رو به كند شدن است ، زيرا جزاير جهاني متعدد ، در واقع به سمت يكديگر جذب مي شوند و در نتيجه حركت انبساطي آنها كندتر مي شود . اكنون پرسش فقط اين است كه آيا زماني تمام اين حركت متوقف خواهد گرديد و اين عالم در هم فرو خواهد پاشيد. اين مسئله بستگي كامل به تراكم ماده در جهان هستي دارد. هر چه اين تراكم بيشتر باشد ، نيروهاي جاذبه بين كهكشانها و ساير اجزاي گيتي ، بيشتر بوده و به همان نسبت حركت آنها با شدت بيشتري متوقف خواهد شد. در حال حاضر چنين به نظر مي رسد كه تراكم جرم ، بسيار كمتر از آن است كه زماني عالم در حال انبساط را ، به توقف در آورد.
به هر حال اين امكان وجود دارد كه هنوز جرمهاي بزرگ ناشناخته اي از قبيل سياهچاله هاي اسرارآميز يا ابرهاي گازي شكل تاريك وجود داشته باشد و نوترينوها كه بدون جرم محسوب مي شوند ، جرمي هر چند كوچك داشته باشند. اگر اين طور باشد در اين صورت حركت كيهان زماني ، شايد 30 ميليارد سال ديگر ، متوقف خواهد شد، در آن زمان ، كهكشانها با شتابي زياد ، حركت به سوي يكديگر را آغاز خواهند كرد تا در نهايت به شكل يك گوي آتشين عظيم ، با يكديگر متحد شوند. آن زمان شايد مي بايد روي يك انفجار اوليه جديد ديگر و تولد يك عالم جديد حساب كنيم.

با توجه به سطح كنوني دانش بشر و ميزان پژوهشهاي انجام شده ، بايد اين طور فرض شود كه عالم تا ابديت ، همچنان انبساط خواهد يافت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 18:35  توسط نجوم گنبد كاووس | 

تحول خورشيد وستاره ها :

اخترشناسان بر اين باورند كه تا 5 ميليارد سال ديگر نيز خورشيد مانند امروز پايدار مي درخشد؛ اما سرانجام با كم شدن ذخيره ي هيدروژن در هسته ي آن ( و هسته ي هر ستاره ي ديگري ) از حالت پايداري خارج مي شود. در نتيجه ، لايه هاي بيروني خورشيد منبسط مي شوند و خورشيد بسيار بزرگ خواهد شد ؛ طوري كه ممكن است اندازه ي قطر آن به اندازه ي مدار زمين(300 ميليون كيلومتر) برسد. در اين مرحله ، همراه با بزرگ شدن اندازه ي خورشيد ، دماي سطحي آن نيز كاهش مي يابد. در نتيجه خورشيد ، سرخ رنگ ديده خواهد شد. از لحاظ مراحل تحولي ، اصطلاحا ستاره به مرحله ي غول سرخي وارد مي شود. ستاره هاي درخشان سرخ يا نارنجي رنگي را كه با چشم غير مسلح در آسمان شب مي بينيم ، همگي در مرحله ي غول سرخي به سر مي برند. پس از مرحله ي غول سرخي ، مراحل پايان زندگي است و ستاره هاي كم جرمي مانند خورشيد به كوتوله ي سفيد تبديل مي شوند. در اين مرحله ، قطر ستاره بسيار كوچك مي شود. براي مثال ، ممكن است ابعاد يك كوتوله ي سفيد به اندازه ي زمين باشد؛ اما جرمي به اندازه ي خورشيد داشته باشد. در نتيجه ، چگالي چنين ستاره اي بسيار زياد خواهد شد. محاسبات نشان مي دهند كه يك سانتيمتر مكعب ( به اندازه ي مكعب تاس بازي ) از ماده ي كوتوله ي سفيد ، نيم تن وزن دارد. در نهايت ، پس از چند ميليارد سال كوتوله ي سفيد نيز درخشندگي خود را از دست مي دهد و به كوتوله ي سياه تبديل مي شود. در اين صورت ، ستاره ديگر هيچ نوري نخواهد داشت و فقط اثر گرانشي آن قابل بررسي است.
ستاره هاي پرجرمتر از خورشيد ، پس از مرحله ي غول سرخي سرنوشت شومي دارند. پايان زندگي اين ستاره ها با انفجاري ابرنواختري همراه است. در انفجار ابرنواختري ستاره مقدار زيادي از جرمش را از دست مي دهد و براي مدت زمان كوتاهي – در حد چند روز – به درخشندگي خيره كننده اي مي رسد. در طول تاريخ ، چند انفجار ابرنواختري ثبت شده است. يكي از مشهورترين آنها ، انفجار ابرنواختري 1054 بوده است. اين ابرنواختر به حدي درخشان شد كه در نور روز نيز با چشم ديده مي شد. امروزه فقط ابر گازي باقيمانده ي اين انفجار با تلسكوپ قابل مشاهده است. اخترشناسان عقيده دارند كه پس از انفجار ابر نواختري ، ستاره ي باقيمانده به ستاره ي نوتروني يا سياهچاله تبديل مي شود.

 

عاقبت كره ي زمين چه خواهد شد ؟

سياره ي آبي رنگ ما ، هنوز حدود 5 ميليارد سال ديكر به دور خورشيد خواهد چرخيد. آنگاه خورشيد در آخرين روزهاي عمر خود مانند يك بادكنك كاملا باد كرده خواهد شد و به صورت يك ستاره ي عظيم و غول پيكر سرخ فام در خواهد آمد و دو سياره ي داخلي منظومه ي خود ، يعني عطارد و زهره را فرو مي بلعد. زمين تا 1000 درجه ي سانتيگراد حرارت خواهد يافت. تمام آثار زندگي و حيات ، مدتها قبل از بين رفته و تمام آب اقيانوسها بخار شده است. اينكه آيا سياره ي ما نيز در مبارزه ي مرگ خورشيد كاملا منهدم مي شود يا نه ، هنوز معلوم نيست . ولي قطعا هيچ موجود زنده اي شاهد مرگ خورشيد نخواهد بود .

با وجود اين مهلتي كه به ما داده شده ، بسيار بسيار طولاني است. اگر بشريت تا 5 ميليون سال ديگر ، بر روي اين سياره دوام بياورد ، خورشيد هزار برابر اين زمان ، به زندگي خود ادامه خواهد داد.

پس دوست گرامي نيازي به اين نيست كه ستاره اي ديگر جايگزين خورشيد شود زيرادر آن زمان خورشيدي عظيم و سرخ فام بر فراز زميني خشك و سوزان و ملتهب استوار خواهد بود كه هيچ موجود زنده اي در آن ساكن نيست.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 14:44  توسط نجوم گنبد كاووس | 

سحابيها :

در بسياري از مناطق فضاي ميان ستاره اي ، ابرهاي بزرگي از گاز و غبار وجود دارند كه آنها را سحابي ( به معني ابر ) مي نامند. چگالي ( مقدار ماده در حجم ) سحابيها حدود هزار بار بيشتر از چگالي ماده ي فضاي ميان ستاره اي است. چگالي ماده ي ميان ستاره اي بسيار كم و در حدود يك اتم در سانتيمتر مكعب و ده ذره غبار در يك كيلومتر مكعب است. بر اين اساس ، چگالي مواد در سحابيها نيز بسيار اندك است. براي مقايسه جالب است بدانيد كه در هر سانتيمتر مكعب از هوايي كه تنفس مي كنيم ، 19^10 ( ده به توان نوزده ) اتم وجود دارد؛ اما به هر حال ، چون فاصله ي ميان ستاره ها بسيار زياد است ، همين مقدار بسيار بسيار كم ماده ي ميان ستاره اي قابل توجه مي شود.

سحابيها را به سه گروه رده بندي مي كنند : سحابيهاي نشري ، بازتابي و تاريك .

در سحابيهاي نشري ، يك يا چندين ستاره ي بسيار سوزان جا دارند. اين ستاره هاي بسيار داغ موجب تحريك گازها و درخشش سحابي مي شوند . نمونه ي جالب توجهي از اينگونه ، سحابي بزرگ جبار است . اين سحابي با چشم غير مسلح به صورت توده ي مه آلود كم نوري ديده مي شود.

اگر ستاره ها مقداري سردتر باشند يا اينكه چگالي گازها در سحابي زياد باشد ، گازها فقط نور ستاره ها را بازتاب مي دهند. در اين صورت ، سحابي را بازتابي مي نامند. سحابي اي كه ستاره هاي خوشه ي پروين را در بر گرفته ، از نوع بازتابي است.

در برخي موارد هم هيچگونه ستاره اي در درون يا نزديكي سحابي قرار ندارد. به همين جهت سحابي را تاريك مي نامند. مشاهده سحابيهاي تاريك فقط در صورتي ممكن است كه در مقابل سحابيهاي نشري يا بازتابي قرار گيرند. سحابيهاي تاريك ، نور ستاره هاي پشت خود را جذب مي كنند . اخترشناسان عقيده دارند كه ستاره ها در درون اين سحابيها متولد مي شوند. سحابي سر اسبي نمونه ي جالب توجهي از اينگونه سحابيهاست.

جدا از سه گروه سحابيها ، برخي از سحابيها از ستاره ها تشكيل مي شوند ؛ ستاره هايي مانند خورشيد در پايان زندگي يعني در مرحله ي غول سرخي لايه هاي بيروني جو خود را به صورت سحابي در فضا مي پراكنند. اين سحابيها را سياره نما مي نامند. زندگي ستاره هاي پرجرمتر از خورشيد ، با انفجاري ابرنواختري پايان مي يابد و سحابي بزرگ وگسيخته اي از انفجار به جا

مي ماند كه آن را سحابي باقيمانده ي انفجار ابرنواختري مي نامند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 15:7  توسط نجوم گنبد كاووس | 

1) چرا سيارات چشمك نمي زنند ؟

بر خلاف ستارگان كه نورشان سوسو مي زند ، نور سيارات ثابت به نظر مي رسد؛ گرچه در نزديكي افق، نور سيارات هم دچار نوسان مي شود. ستارگان چون از ما بسيار دور هستند، تنها يك شعاع نوري به سوي زمين مي فرستند. اين تك شعاع نوري در هنگام عبور از جو قطع و وصل مي شود و لحظه اي نور ستاره به چشم ما نمي رسد و به نظر چشمك مي زند. ليكن سيارات چون به ما خيلي نزديك هستند، همچون يك قرص نوراني هستند كه دسته هاي نور به سوي زمين گسيل مي كنند و دسته ي نور در برخورد با جو زمين دچار گسستگي نمي شود و نورشان ثابت به نظر مي آيد.

 

2) بيشترين سرعت فضاپيماها در فضا چه قدر است ؟

معمولا فضاپيماها با همان سرعتي كه در فضا رها مي شوند به كمك موشك خود نيروي جاذبه زمين را خنثي مي كنند، در فضا به حركت در مي آيند و در نزديكي سيارات به سرعتشان افزوده مي شود. فضاپيماها معممولا بالاتر از 50 هزار كيلومتر در ساعت سرعت دارند؛ به طوري كه مي توانند در كمتر از يك ساعت، يك دور به دور زمين بچرخند.

 

3) اگر فضانوردان بدون تجهيزات مخصوص از فضاپيما خارج شوند ، چه روي مي دهد؟

ساده ترين موضوعي كه به ذهن مي رسد، اين است كه در فضاي خارج از جو زمين ، فضانورد بدون اكسيژن مي ميرد؛ اما اگر فضانورد ذخيره ي اكسيژن لازم را داشته باشد ، ولي از لباس مخصوص استفاده نكند، سرنوشت بسيار شومي در انتظار اوست . با كاهش فشار جو ، مايعات در دماهاي پايينتري به جوش مي آيند و سريع تبخير مي شوند. در ارتفاعي كه فضانوردان كار مي كنند ، فشار جو تقريبا صفر است. به همين دليل اگر لباس مخصوص به تن نداشته باشند، آب موجود در بافتهاي بدن آنها ، در مدت چند ثانيه به سرعت تبخير مي شود و فقط جسم خشك و بي جانشلن باقي مي ماند.

 

4) درخشانترين ستاره ي شناخته شده در كهكشان ما چه نام دارد؟

در كهكشان ما، ستاره ي دجاجه درخشانترين ستاره ي شناخته شده است. قدرمطلق اين ستاره در حدود 10- است؛ يعني بيش از 800 هزار برابر خورشيد درخشندگي دارد.

 

5) دورترين جسم شناخته شده در عالم چيست؟

اخترنماها ،دورترين اجرام شناخته شده در عالم هستند كه به نظر مي رسد گونه هاي بسيار پرانرژي و اوليه كهكشانها باشند. آنها از ما ميلياردها سال نوري فاصله دارند. دورترين اخترنماي شناخته شده حدود 14 ميليارد سال نوري از ما فاصله دارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 14:39  توسط نجوم گنبد كاووس | 

رصد لكه هاي خورشيدي :

نوري كه از خورشيد به ما مي رسد ، قادر است سلولهاي شبكيه ي چشم ما را بسوزاند . از اين رو هيچ گاه نبايد به طور مستقيم به خورشيد نگاه كرد. براي رصد لكه هاي خورشيد بايد از تلسكوپ يا دوربين دوچشمي استفاده كرد. مشاهده ي مستقيم خورشيد از درون تلسكوپ يا دوربين دوچشمي بسيار بسيار خطرناك است و امكان دارد به كوري منجر شود . هيچ گاه از فيلترهاي دست ساز غير استاندارد براي اين منظور استفاده نكنيد. ايمن ترين كار اين است كه تصوير خورشيد را به نقطه ي ديگري منتقل سازيد و سپس تصوير آن را مشاهده كنيد. به اين ترتيب كه مقواي سفيدي را پشت عدسي چشمي تلسكوپ نگه داريد. سپس پيچ تنظيم تلسكوپ را بچرخانيد تا تصوير قرص خورشيد روي صفحه ي مقوا واضح ديده شود. لكه ها به صورت نقاط تيره اي در زمينه ي قرص روشن خورشيد ديده مي شوند. توجه كنيد كه تصوير ذرات غبار چسبيده به عدسي چشمي را با لكه ها اشتباه نكنيد. اگر عدسي چشمي را بچرخانيد، تصوير ذرات غبار نيز حركت مي كنند اما لكه ها ثابت به نظر مي رسند.



لطفا جهت مطالعه متن كامل به ادامه مطلب رجوع كنيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:30  توسط نجوم گنبد كاووس | 

رودخانه اي از ستاره ها:

اخترشناسان جويبار باريكي از ستاره ها را كشف كرده اند كه به طول 45 درجه در آسمان نيمكره ي شمالي كشيده شده است. اين نهر حدود 76 هزار سال نوري از زمين فاصله دارد و قوس عظيمي بر فراز قرص كهكشان راه شيري ايجاد كرده است. جويبار ستاره ها درست از جنوب ملاقه دب اكبر شروع مي شود و در خطي مستقيم تا 12 درجه اي شرق ستاره درخشان سماك رامح در صورت فلكي عوا امتداد مي يابد. اين نهر از خوشه اي كروي به نام ( ان. جي. سي 5466) با حدود 50 هزار ستاره سرچشمه گرفته است.


لطفا جهت مشاهده متن كامل به ادامه مطلب رجوع كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 19:28  توسط نجوم گنبد كاووس | 

چرا ما در هر ماه شاهد گرفت نيستيم؟

صفحه ي مداري ماه و زمين بر هم منطبق نيستند و به اندازه ي 5/2 درجه با يكديگر فاصله دارند . پس اين دو صفحه در دو نقطه همديگر را قطع مي كنند كه در اصطلاح به گره هاي صعودي (زماني كه ماه در حال رفتن از جنوب دايرة البروج به شمال آن است) و نزولي (زماني كه ماه در حال رفتن از شمال دايرة البروج به جنوب آن است) مشهورند. در واقع اگر يكي از گره ها در ميان زمين و خورشيد و ماه نيز همزمان در پايان ماهقمري باشد، شاهد يك كسوف خواهيم بود.و همزمان اگر ماه در حالت بدر باشد در گره مقابل شاهد يك خسوف خواهيم بود.


لطفا جهت مشاهده متن كامل به ادامه مطلب مراجعه كنيد

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 21:2  توسط نجوم گنبد كاووس | 
كاوشگرها

براي آشنايي شما با انواع كاوشگرها ( نام و ويژگي هاي آنها) فايلي براي دانلود قرار داديم كه مي توانيد آن را از لينك زير دانلود نماييد.
                             
براي دريافت فايل دانلود را كليك كنيد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 21:46  توسط نجوم گنبد كاووس | 

كهكشان ها:

در كتاب جغرافياي سال سوم راهنمايي اشاره ي كوچكي به اين موضوع شد. براي شما كه اين دوران را

گذرانده ايد پاسخ به اين سوال چندان مشكل نيست. كهكشان چيست ؟ حتما همگي در اين حد مي دانيد كه در قسمتي از جهان ستارگان بسيار زيادي دور هم جمع شده و مجموعه اي را به نام كهكشان ايجاد كرده اند. اسم كهكشاني را كه ساكن آن هستيم را مطمئنا مي دانيد. بلي... به آن راه شيري مي گويند. تا به حال فكر كرده ايد كه چرا راه شيري؟ چرا نمي گويند راه آبي يا راه قهوه اي؟ اگر در شب صاف و پرستاره  و به دور از نورهاي خيره كننده ي اطراف به آسمان نگاه كنيد متوجه نوار شبه گوني به رنگ شيري مي شويد. اينها نور ميلياردها ستاره ي راه شيري است كه با هم مي آميزند ( قاطي مي شوند) . تصوير ما از راه شيري همين است.فقط فقط همين. برايتان يك مثال ميزنم . الان شما داخل خانه تان نشسته ايد. حال آيا مي توانيد از نماي بيرون خانه تان در حالي كه داخل اتاقتان نشسته ايد عكس بگيريد؟ معلوم است كه نمي توانيد. حالا اين را به راه شيري كه ما داخل آن نشسته ايم نسبت بدهيد.جالب است كه در كتابهاي مختلف راه شيري شكلهاي متفاوتي پيدا مي كند. لازم به ذكر است كه ستاره شناسان با استفاده از تلسكوپ ميليون ها كهكشان ديگر را ديده اند.

كهكشاني در همسايگي ما قرار دارد كه به آن لقب خواهر راه شيري را داده اند. البته نام خودش آندرومدا يا زن در غل و زنجير است. نوع اين كهكشان مارپيچي است وما حدس مي زنيم راه شيري هم مثل آن باشد . البته اگر نور در همين لحظه از آندرومدا به سمت ما حركت كند، حدود دو ميليون و چهارصد هزار سال بعد به ما مي رسد.


كهكشان آندرومدا


براي ديدن متن كامل به ادامه مطلب مراجعه كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 20:23  توسط نجوم گنبد كاووس | 
دراينجا در مورد چند وازه توضيح مي دهم كه درمطالعه ي فاصله ستارگان ، يعني مبحث قبلي مفيد خواهد بود.

اختلاف منظر:
آيا مي دانيد اختلاف منظر يعني چه؟ اگر نمي دانيد مي توانيد با آزمايشي ساده تجربه اش كنيد. دستتان را دراز كنيد و به انگشت سبابه تان ( انگشت اشاره ) بنگريد. حال به نوبت يكي از چشمانتان را ببنديد... بلي، درست است با اين كار انگشت شما در زمينه ي اجسام دورتر جابه جا مي شود. به اين حالت اختلاف منظر گويند. اين پديده در ستاره شناسي به خصوص تعيين فاصله ي ستارگان اهميت خيلي زيادي دارد.

بعد از اختلاف منظر مي رسيم به توضيح متغيرهاي قيفاووسي. براي توضيح در اين باره به پيش زمينه اي درمورد ناپايداري نياز داريم كه در اينجا به آنها مي پردازم.

لطفا براي مشاهده متن كامل به ادامه مطلب مراجعه كنيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 12:58  توسط نجوم گنبد كاووس |